مجتبى ملكى اصفهانى
91
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
حجّت است . ايشان بر ادعاى خود به كتاب ، سنت ، اجماع و عقل استناد كردهاند . « 1 » كتاب : از كتاب به آيات متعددى استناد كردهاند از جمله : 1 - آيه 7 ، سوره طلاق « خداوند كسى را تكليف نمىكند مگر به حكمى كه به او رسيده باشد » « 2 » . 2 - آيه 15 ، سوره اسراء . « ما كسى را عذاب نمىكنيم ، مگر وقتى كه رسولى برانگيخته باشيم و تكليف و حكم به مردم رسيده باشد » « 3 » . سنت : روايات در اين مورد فراوان است از جمله : 1 - حديث معروف به « رفع » ؛ در اين حديث پيامبر مىفرمايد : ( اثر يا مؤاخذه ) نه چيز از امت من برداشته شده است : اشتباه ، فراموشى ، اكراه ، جهل ، عجز ، اضطرار ، حسد ، تفأل و انديشه وسوسه كردن در مردم تا وقتى كه به زبان جارى نشود . « 4 » 2 - روايت معروف به « سعه » ؛ پيامبر گرامى اسلام فرموده : مردم مادامىكه
--> ( 1 ) همان منبع . ( 2 ) لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها . ( 3 ) وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا . ( 4 ) قال النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « وضع عن امّتى تسعة اشياء ، السهو ، و الخطاء ، و النسيان ، و ما اكرهوا عليه ، و ما لا يعلمون ، و ما لا يطيقون ، و الطيرة ، و الحسد ، و التفكر فى الوسوسة فى الخلق ما لم ينطق الانسان بشفة . » من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 59 ، حديث 132 .